محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

364

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

واژه‌شناسى فقأ العين : چشمانش را از كاسه درآورد . ماج : مضطرب و دگرگون شد و در اين‌جا منظور آن است كه عموميت و شمول يافت . الغيهب : تاريكى . الكلب : نوعى بيمارى مخصوص سگان كه اگر در اين حال كسى را گاز گيرند ، دچار ديوانگى مىشود و اگر در معالجه‌اش تاخير كنند ، مىميرد . النّاعق : در اين‌جا منظور دعوت‌كننده است . كرائه : جمع « كريهه » به معناى زشتى است . حوازب : جمع « حازب » به معناى كار شديد و سخت . قلّص : شتاب كرد و پيوستگى نشان داد . اين كلمه بدون تشديد به معناى چنگ‌زدن و افتادن بر كسى است . شبّهت : فتنه را شبيه حق قرار داد . نبّهت : حق را يادآور شد . ساختار ادبى ليجترئ : « أن » مقدر پس از لام آن را منصوب كرده است و فعل ، تأويل به مصدر مىرود و محلا مجرور به لام جر است . جار و مجرور متعلق به محذوف هستند . لم يكن . . . أحد غير : « أحد » اسم افعال ناقصه و « غير » صفت آن است و خبر آن محذوف است كه در اصل « خيرا » بوده است . تستطيلون : حال براى ضمير مخاطب در « عليكم » است .